Maryam: it has a huge sign,, you can't miss it.
My brain: lol, wait and see.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
دیروز داشتم یه لیستی که کس دیگه نوشته بود میخوندم برای وسایلی که باید ببرم. رسیدم به همچین خطی: قرآن، دیوان حافظ،دیوان مولانا و... (برای ماه رمضان، تحویل سال، شب یلدا و...)
شت!
من چه قدیما که روزه میگرفتم، چه حالاها، همیشه عاشق حس دم اذان های ماه رمضون بودم. هیچ سال تحویلی رو تاحالا دور از خونواده نبودم. شب های یلدای برفی تنهایی یعنی؟
عجب گیری افتادیم!
خب بمیری آخه.. خودم میخواستم حافظ ببرم باید اینطوری بهم میگفتی؟! اصلا کسی بت گفته بود کاربرد بنویس تو دل مردمو خالی کن؟
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
بعضی ها دلشون که میگیره ضعیف میشن.
بعضی ها دلشون که میگیره جون میگیرن. یه نیروی ساکتی میدوئه تو پنجه هاشون.
یه بار دلم خیلی گرفت. احساس کردم به خودم جفا کردم. نشستم روبروی آینه موهای تا پشت کمرمو از وسط سر بافتم. چند بار شکافتم که متقارن باشه و دوباره تا نوک نوکشو بافتم. آخرش با قیچی از قبل کش اول بریدمش.
وقتی رفتم پایین بابا فقط نگام کرد. طولانی.
*
شعری که دوست دارم غمگینم میکنه. این قاعده برای همه چیزهای ریز و درشتی که دوست داری صادقه.
برچسب: بیا بگشای در بگشای دلتنگم,بيا بگشاي در بگشاي دلتنگم,
نویسنده: الینا اکبریپور
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
برچسب: اگر مردی بیا ایران و زن باش,
نویسنده: الینا اکبریپور
-Do you party a lot?
+What kind of parties?
-The ones that increase cigarette sales in Dhaka!
برچسب: a day to remember lineup 2014,
نویسنده: الینا اکبریپور
تو بگو روزی که ترامپ رئیس جمهور شد چطوری میتونه روز خوبی باشه؟
برچسب: بیا بریم دشت,بیا بریم دشت حسن عابدینی,بیا بریم دشت مهران مدیری,
نویسنده: الینا اکبریپور
برچسب: آهنگهای بیا بغلم,
نویسنده: الینا اکبریپور
استانبول شهر پر از رنگی بود بود که زمینش کج بود و چایش تلخ بود و مردمش با سگ ها و گربه ها و کبوترها بسیار مهربان بودند.
*
پرسید تورسیتی؟
گفتم از چهره م فهمیدی؟
گفت نه شبیه زیباروهای خودمونی.
(
)
گفتم پس از کجا حدس زدی؟
گفت چون همه کاپشن دارن و با تعجب به تو زل زدن.
*

برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
وقتی که پریود بود، نرخ افزایش عشاقش بیشتر میشد. مثل آهنربای کنترل داری که پیچش را تا آخر پیچانده باشند و دست خودش نباشد.
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
برچسب:
نویسنده: الینا اکبریپور
من به راحتی اعتماد میکنم و تصمیم ندارم دست ازین خصیصه م بردارم.
ترجیح میدم تصور اولیه مو مثبت نگه دارم درمورد بقیه.
ولی شمایی که دوست من هستی، شمایی که چند سال اسم سمپادی و صفت باهوش و یدک کشیدی، حتی اگر احترام لازم و به اعتماد من قائل نیستی، انقدر هوشمندی داشته باش که بدونی در کم ترین حالتش مهندس کامپیوترم. نمیشه با ایمیلم لاگین شی و سرک بکشی و من نفهمم...
برچسب: تا درخت دوستی بر کی دهد,تا درخت دوستي كي بر دهد,
نویسنده: الینا اکبریپور
بارون درشت داره با متانت میزنه به شیشه و چنان از زندگی بزرگسالی خلع سلاحم میکنه که حس میکنم هیچ مشکلی تو دنیا نیست.
بچه که بودم باغچه رو عصرا با شلنگ صورتی شیار شیار آب می دادن، میرفتیم حیاط بازی میکردیم با الهام. عجب بوی ساده ی نوستالژی بود دختر!
میخوام چشام و ببندم، بارون خنک دونه درشت روی جمجمه م بباره و هی بوسم کنه که بوی باغچه بدم و خوابم ببره...
برچسب: surrender to the flow,surrender to the float,surrender to the void,
نویسنده: الینا اکبریپور